الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
4
الغدير ( فارسي )
گفته : مقصود پيغمبر از مقارفه همان گناه است . بارى گزارش بالا را ابن سعد در طبقات 8 / 31 از چاپ ليدن و احمد در مسند خود 3 / 126 و 228 و 229 و 270 و حاكم در مستدرك 4 / 47 و بيهقى در سنن كبرى 4 / 53 از دو طريق آوردهاند و سهيلى در الروض الانف 2 / 107 به نقل از تاريخ بخارى و صحيح او و به نقل از طبرى آن را آورده و مىنويسد : ابن بطال گفته : هر چند كه عثمان سزاوارترين افراد بود به نزول در قبر - چون شوهرش بود و خود با مرگ او پيوندى جبرانناپذير را از دست داده بود - با اين همه پيامبر خواست كه او را از گام نهادن در قبر همسرش محروم كند چون وقتى پيغمبر گفت : كداميك از شما شب گذشته را با همسرش نياميخته عثمان خاموش ماند و نگفت من . زيرا در شب وفات ام كلثوم با زنى آميخته بود و غصه ى اين مصيبتى كه برايش روى داد و پيوند دامادىاش را از پيامبر گسيخت موجب نشد كه او از آميزش با زن ( حتى يك شب ) خوددارى كند و اين بود كه از آن چه حق وى بود محروم گرديد با آن كه براى نزول در قبر سزاوارتر از بو طلحه و ديگران بود و اين در معنى حديث آشكار است و شايد هم پيامبر قضيه را از راه وحى دريافته و چيزى به او نگفته باشد زيرا وى كار حلالى مرتكب شده بود با اين همه چون مصيبتى كه روى داد چندان تأثيرى در او نكرد اين بود كه با كنايه اى بدون تصريح از حق خود محروم گرديد و خدا داناتر است . گزارش ياد شده را - گذشته از مآخذ سابق - در نهايهء ابن اثير 3 / 276 ، لسان العرب 11 / 189 ، اصابه 4 / 489 و تاج العروس 6 / 220 نيز مىتوان يافت . امينى گويد : كلمات علماء در پيرامون اين حديث ناهماهنگ است جز اين كه فليح ( متوفى در سال 163 ) كلمه ى مقارفه را به گناه معنى كرده و بخارى نيز به اين گونه سخن او را تأييد كرده كه گفته : كلمه ى ليقترفوا يعنى ليكتسبوا . و سريج متوفى سال 217 نيز آن را به معنى گناه دانسته و اينان قديمىترين كسانىاند كه در پيرامون آن سخن گفتهاند و خطابى ( 1 ) گويد اين كه پيامبر پرسيد : آيا ميان شما كسى هست كه ديشب مقارفه نكرده باشد ؟ مقصودش آن است كه كدام يك از شما ديشب گناه
--> ( 1 ) بو سليمان حمد بن محمد بستى صاحب تأليفات ارزنده و متوفى 388 .